
من در آب، در آینه تو را میجویم. ماه تصویر سجدههای تو است تو ستاره را به شیرینترین لهجه می خوانی و آب را به زیباترین شیوه می نویسی. چشمهای تو واژههای بدیع صبحاند دستهای تو پنجرهای رو به صراحت آینهها و باغ جای قدمهای تو بر کوچههای خاطرات من است...
ادامه مطلب
من در آب، در آینه تو را میجویم. ماه تصویر سجدههای تو است تو ستاره را به شیرینترین لهجه می خوانی و آب را به زیباترین شیوه می نویسی. چشمهای تو واژههای بدیع صبحاند دستهای تو پنجرهای رو به صراحت آینهها و باغ جای قدمهای تو بر کوچههای خاطرات من است +xa0نوشته شده در xa0شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعتxa08:10  توسطxa0علي ناصريxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
من در آب، در آینه تو را میجویم. ماه تصویر سجدههای تو است تو ستاره را به شیرینترین لهجه می خوانی و آب را به زیباترین شیوه می نویسی. چشمهای تو واژههای بدیع صبحاند دستهای تو پنجرهای رو به صراحت آینهها و باغ جای قدمهای تو بر کوچههای خاطرات من است +xa0نوشته شده در xa0شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعتxa08:10xa0 توسطxa0علي ناصريxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
از پشت دیوار خاطرههای کودکی ام کسی دارد برایم شعر میخواند صدای باغ پیچیده در گوش دلم... +xa0نوشته شده در xa0یکشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعتxa09:48xa0 توسطxa0علي ناصريxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
عکس تو ای ماه! آه، بردیوارxa0 می کشد مرا چون می نگرم هربار، هر بارxa0 می کشد مرا دور از تو مانده ام، چقدرxa0 می سوزدxa0 جگرم حالم بد است، این حال زارxa0 می کشدxa0 مرا داغیست بر دلم هر آن که نامxa0 توxa0 می برم بردن نام گلت، گل بی خار!xa0 می کشد مرا تصویر غمxa0 گرفته اتxa0 افتادهxa0 درxa0 هوای دلم این هوای پرxa0 از گردxa0 وxa0 غبارxa0 می کشد مرا بی تو نمی شود شاد این دل غم گرفته ام من زخمی شبم، این روز تارxa0 می کشد مرا رنج دوری ات کوهی ست بر تخت سینه ام این درد بی دوا روزی هزار بار می کشد مرا ن...
ادامه مطلب
xa0من و این دل هوایی! تو و حرفهای بی وفایی؟ نگو نکند نیایی، بگو خدا کند که بیایی! +xa0نوشته شده در xa0یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعتxa09:12xa0 توسطxa0علي ناصريxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
من کجا بگرفته ام نازک گلم را سرسری؟ ای کبوتر گونه ماه خوشگلم، پا مرمری! دل بدادم با تمام روح و جان و پیکرم چونکه از گلبرگ گل تازه تر و نازکتری تو نسیم دلکش صبح امید آذری ای مراد من! عروس فصل گل های تری هرچه دارم می دهم در پیش پایت بی ریا جان فدایت میکنم ای آنکه از ماه ماهتری من اسیر ناز و گرمای نگاهت گشته ام ای که با چشمان مستت از همه دل میبری شاعرم "خوش میزنم از عشق و از مستی رقم" "اما به چشمانت قسم"صد بار از من بهتری هرچه گویم از تو کم گفتم که لیلای منی بس کنم تا بشنوی سوز و گدازم ای پری! ای پ...
ادامه مطلب