تو در انتهاي روز، درآينه، در روشني نشسته اي
ابديت در تو پيداست
تو باغ را به ميهماني من آورده اي
وكبوترها را به آسمان
ماه در گوشه چشم تو است
باد بر گيسوان تو جاريست
و از بركه آب مي نوشي
من در تو زنده مي شوم،
در تو پرواز مي كنم
و در تو مي خندم
تو بهانه اي براي بودني
مثل صبحي،كه شعر هايم از تو مي جوشند
سينه ام با تو از عشق پر مي شود
من در تو به جاودانگي رسيده ام
فرياد در تنهايي...ما را در سایت فرياد در تنهايي دنبال میکنید
برچسب: جاودانگی,جاودانگی میلان کوندرا,جاودانگی انسان,جاودانگی قرآن,جاودانگی کوندرا,جاودانگی عشق,جاودانگی,کوچ,جاودانگی روح,جاودانگی در جهنم,جاودانگی دین اسلام,
نویسنده:
بازدید: 10