شهرعشق از دفتر"قاب"

خرید بک لینک

مي خواهم ازعشق شهري بنامت بنا كنم

بگو تو را با كدام واژه صدا كنم؟

از تو پر شده است تمام جان و تنم

تو عشق مني، بايد به عشق اقتدا كنم

اگركه وصل تو آسان مي شود به مردنم

بگو كه هزار بار طلب از خدا كنم

بهايي ندارد، جان بريزم به پاي دوست

عهد بسته ام كه به عهد خود وفا كنم

دوستان منعم كنند از ارتكاب اين گناه

براي وصل تو چه باك اگر خطا كنم

گذر كني اگر از بام خيال من شبي

ديوانه ام مگر كه به حرف انبيا كنم!

دانم اگر ملال تو را نمي شوم سبب

مجلس رقص و غنا و چغانه به پا كنم

چه فرق مي كند براي من كه عاشقم

معتبر شوم يا كه آبرويم فدا كنم؟

هرچه دهندم زخوب دوعالم به رايگان

محال است به مويي از تو سودا كنم

دانم اگر تراست، ميلي به ديدنم

هر شب در انتظار تو بنشينم و دعا كنم

نه سرد مي شود آتشم نه مي شود خموش

دردي گرفته مرا كه نمي شود دوا كنم

هجر تو داغيست كه خورده بر جگرم

چگونه توانم زتيرغمت جان رها كنم؟

چو ديوانگان سر به بيابان نهم همي

مگر كه جانم رها ز داغ اين عزا كنم

از پا ننشينم تا عمر مي دهد مجال

مگر كه ازعشق شهري بنامت بنا كنم.

فرياد در تنهايي...

ما را در سایت فرياد در تنهايي دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:17

صفحه بندی