بره ها

خرید بک لینک

بره کوچک ها زار و زار ،

صدا می کردند وار و وار .

چوپان گله بی گدار ،

صدا می زد ،

بلند بلند، هوار، هوار .

مادر از جاش زود می پرید ،

دنبال گله می دوید .

دنبال اون می دویدم ،

توی هوای می پریدم ،

پابرهنه ، لخت و پتی ،

می خندیدم می خندیدم .

آخ که چقد رها بودم ،

انگاری تو هوا بودم ،

تو دامن خدا بودم .

دنبال میش خالخالی ، از پشت سر از رو برو ،

بدو بدو ، بدو بدو .

دستام توی گردن میش ،

کشون کشون ، تلو تلو .

مادر قشنگ شیر می دوشید ،

روشو با دستمال می پوشید .

یک عالمه کف سفید ،

مثل بلور رو شیر تو دیگ ،

که کیف می کرد آدم می دید .

دستامو تو دیگ می زدم ، مشتا پر از بلور کف ،

هلوپ هلوپ ، هلوپ هلوپ ،

دور دهانم پر کف ،

آخ که چقد مزه می داد ، دویدن آنجا بی هدف .

بابام می اومد تو گله ، انگاری رستم اومده ،

دو تا دو تا میش می گرفت ،

نگه می داشت ، سفت می گرفت .

مادر سرش شلوغ می شد ،

شیر از دیکش ولو می شد .

بابا می گفت بزار باشه ،

بره ها شیر میخوان باشه .

یکهو صدای بره ها ،

می رفت هوا ، می رفت هوا .

چوپان خوب ده ما ،

- خیلی به جا -

ظهرها همیشه ، همه جا ،

بره ها رو می کرد رها .

دیدن بره ها تو راه ، وقتی که می شدن رها ،

دنبال مادر گشتنا ،

بَعْ بَعْ و دنبال رفتنا ،

به هم رسیدن ، دیدنا ،

خیلی قشنگ بود صحنه ها .

مادر می اومد تو خونه ،

هیچوقت نمیذاشت بمونه ،

زود شیرا رو تمیز می کرد ،

خوب می جوشوند غلیظ می کرد .

گربه می اومد پیش اون ،

جلو کنار دست اون ،

مادر بهش می گفت کنار ،

به من می گفت کاسه بیار ،

یک کاسه شیرِ پُرِپُر ،

میذاشت جلو می گفت بخور .

گربه می رفت از سر لج ،

سر تو کاسه ملچ ملچ ،

خودشو حسابی لوس می کرد ،

سرشو به پاهام می کشید ، کفشامو آروم بوس می کرد .

آفتاب می اومد لب بام ،

مادر می افتاد فکر شام .

همین که بابام می اومد ، سفره حاضر شام می اومد .

پنج تا خواهر ، منو داداش ، بابا ، مادر ،

همه بودیم سر تا بسر .

فرياد در تنهايي...

ما را در سایت فرياد در تنهايي دنبال می‌کنید

برچسب: بره های ناقلا,بره ها,بره هاي ناقلا,بره های این حوالی,بره های زیبا,بره های این حوالی گرگها,بره های ناقولا,بره های بیسکوییتی,بره های خوشکل,بره هایت میدوند, نویسنده: بازدید: 3 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:54

صفحه بندی